Monday, December 6, 2010

یه سه شنبه ی نرمال

فانتزی بی خوابی و کیبوردی که تو تاریکی دیده نمیشه و آدرسایی که همش باید اصلاح بشن و اضافه و کم شن.

این سه شنبه ی لعنتی پس کی میاد؟
چند بار دیگه این نمایش نامه ی کوفتیو بخونم و هیچ ایده ای به ذهنم نرسه.
دروغ چرا میگی مرتیکه. یه بارم کامل نخوندیش که.
نمایش نامه ی بدیم نیس اتفاقاً. خیلی هم بامزه است و نیش دار. اگه بتونم بخونمش البته.
اینا نمی ذارن که. هرجا میریم یه مریضی پیدا میشه و محموله کرمشو خالی می کنه. حتی آدمایی که هیچ ازشون انتظار نمیره.
شنیدی میگن جلو گوزوها نرینی می گن کون نداره؟ همونه قضیه.
***
الان که دیگه چراغ روشنه، حالا انعکاس نمی ذاره نصف کیبوردو ببینم. په! می بینی زندگیو؟
***
فردا باید برم و کرایه ماشینی که ندارم بدم و برم اون ور دنیا، که به تنها فعالیتی که الآن براش خیلی ارزش قائلم خاتمه بدم.
چرا؟ تا خود طلوع آفتاب می تونم برات دلیل بشمرم و ریشه ی همشونم بگم، و ببینی که هیچ کدوم تقصیر من نیستن.
دنبال مقصر گشتن البته خیلی کار آسون و پستیه. بهانه آوردنه یه جورایی. ولی این دفعه نه. حداقل تقریباً هیچ کیو نمی تونم مقصر بدونم. تقصیر هیچکس نیست. شرایطه. و در عین حال تقصیر همه هم هست.
***
حس می کنم به صورت هم زمان روی 6 تا پل کاملاً ناپایدار و زپرتی ایستادم، و عین خیالم هم نیست و واسه خودم سیگار هم روشن کردم. انگار یکی دو قدم دیگه هم برم سه چهارتاییشون میریزه.
بدم نمیاد بدوم و بپرم اونور پل توی جنگل و حالشو ببرم، یا حداقل از این آفتاب مزخرف روی پل خلاص شم،
اما، پسر جون، یکی دو تا که نیست که.
***
آسمون لعنتی هم قصد آبی شدن نداره.
از دانشگاه که شهرو نگاه می کنم، شبیه یک کیک قهوه ایه که کلاهک برج میلاد مثل شمع تولد از توش زده بیرون.
***
نمی دونم اینا صرفاً یه ابراز دلتنگی دوستانه ان و همین، یا ابراز علاقه اند و دست و پا؟
لعنت بر این شرایط و روابط و پیچیدگی های بی مورد.
ای سه شنبه ی موعود، بیا و رهاییم ده از این تلاطم (اگر برش نیفزایی البت)
***
در ضمن بابک جان، این سه شنبه به اون سه شنبه ی هوموسکسوئلی که شما در ذهن داری، هیچ ربطی نداره. یه سه شنبه ی کاملاً نرماله.

1 comment:

Babak Khoramdin said...

se shanbe...;) pesar ye chizi bet begam khelaas... agha hichio sakht nagir va in jomlaro deghat kon age mikhay zendegit be fuck nare: "When in doubt... fuck it" are amoo... shak nakon, harchi ke to doost daari fek koni doroste, to farz kon hamoon doroste o bar oon asaas tasmim begir... migiri chi migam?