تاقی به توقی، و روزها از سر، ته می شوند
آدم های جدید جذاب می شوند
آدم های قدیمی آزار دهنده می شوند
آدم های جدید خسته کننده می شوند
و یاد آدم های قدیمی می افتم
پسقل تاق و توق می کند و غار و غور
و هر وقت اراده کند مختار است که بزند زیر همه چیز و کاملاً آزادانه فعالیت کند
روشن نشود، و آن قدر التماسش کنی که پدرت خوب، مادرت خوب، ناز و عشوه ات را بگذار برای فردا پس فردایی تا راضی بشود و روشن شود
و پول های نداشته خرج می شود، کار روی کار تلنبار می شود و دروغ روی دروغ مالیده می شود
شب صبح می شود و صبح شب
و بعضی موقع ها برعکس
یک گربه معضل را حل می کند یا یک زن؟
هیچ کدام
می خواهم سر به تنم نباشد
این سه شنبه ی موعود بی عاید چهارشنبه نشود
می خواهم هیچوقت شب صبح نشود
یا حالا که دیگر کار از کار گذشته و صبح شده، دیگر شب نشود
این رنج و فرسایش بی پایان و خزنده را زمان هم نمی تواند شفا بدهد
چهره هایی که خالی از هر گونه علائمی اند
اما کافی است به طور اتفاقی برونزدهای مریض و دردناک رنج نهان زیر چهره شان را ببینی
کاش از همان اول ببینیم
کاش کارمان به ویکی لیکسی شدن نکشد و همان جا ببینیم و بخوانیمشان
شب دراز است و کثیف و قلندر بیدار است و خواب آلود
چرا همه جا ناله است؟
2 comments:
fuck naale... amoo mese inke deghat nemikoniaa... shak bad tarin tokhme laghiye ke hooshe ziaad too mokhe aadam mikaare... goosh mikoni? tahlil nakon aadamaaro, arzeshesho nadaaran, be saadetarin o dame dast tarin raveshe momken besanjeshoon..., heyvaanitarin shekle momken tahliileshoon kon..., gharize chize heyfiehaa... estefaade kon bache:D
به مولا
Post a Comment