Thursday, January 13, 2011

یا هفت مقدس

می‌شه گفت تازگیاس به این نتیجه رسیدم که اون قدیمیا همچین خیلی هم بی‌حساب و کتاب به هفت نمی‌گفتن عدد مقدس.
آقا جون، من بدجوری دارم حال می‌کنم با این هفت.
اندازهٔ یک هشتم از هشت کمتره. یه سر هشت رو زدن و شده هفت و خیلی ظریف تعادلش به هم خورده و ریز ریز تلو تلو می‌خوره. همچین رقص وار. ولی نه به قِرواری شش.
شش و همچنین هشت هر دو یه تقارن تکراری خسته کننده و خواب آور دارن. باز می‌شه گفت هشت یه ذره سنگین و رنگین تره تا شش.
شش مثل یه بچه دبیرستانیِ پرانرژیِ خراب کاره که هی دور خودش می‌چرخه.
هفت یه تعادل خیلی ناپایدار و زیبا بین این دو تا موجود مزخرفه، و زیباییش هم به همین تعادل ناپایداره.
نمی‌ذاره راحت پیاده روی کنی روش (مثل هشت) و نمی‌ذاره باهاش هم آهنگ شی (مثل شش) و هی می‌زنه تو سر شش.
چی بگم که هرچی بگم بازم کم گفته‌ام.

No comments: